برخيز كه شور محشر آمد
اين قصه ز سوز جگر آمد
جايي بودم، برخي مي گفتند:چرا براي حسين بن علي گريه مي كنيم؟؟؟
همه گفتند...
يكي گفت:گريه مي كنم تا گناهانم بخشيده شود...
ديگري گفت: مگر حسين براي پاك كردن گناهان تو شهيد شده؟؟
يكي گفت: گريه مي كنم، چون مصيبت سنگيني بوده...
ديگري گفت: بالاتر از اين مصيبت هم بوده...
يكي گفت:گريه مي كنم، چون بعد از گريه دلم شاد مي شود...
ديگري گفت:مگر بعد از گريه انسان شاد مي شود؟؟؟
يكي گفت:گريه مي كنم تا راه حسين فراموشم نشود...
ديگري هيچ نگفتـ...
همه درست گفته بودند؛
وقتي براي حسين گريه مي كني، حسين در صورتت مي نگرد، اشك را بر چشمانت مي بيند و برايت استغفار مي كند...
حسين برايت استغفار كند؛ گناهي در نامه ات مي ماند؟؟؟
اندوه انسان جز به دليل معصيت است؟؟
وقتي گناهي در پرونده ي انسان نباشد، ديگر غم و غصه برايش مي ماند؟؟
بالاتر از مصيبت حسين چه بوده؟؟؟
مصيبتي كه زينب كشيده، تا الان در تاريخ چه كسي كشيده؟؟؟
پرپر شدن پنج برادر؛ دو پسر و چهار پسر برادر در يك صبح تا عصر پيش روي انسان كم مصيبتي است؟؟؟
اما؛
راه حسينـــ!!!
من كيستم كه از راه حسين بگويم؟
امامنا الخميني فرمود: اين محرم و صفر است كه اسلام را زنده نگه داشته...
چرا نفرمودند فقه و اصول اسلام را زنده نگه داشته است؟؟؟
زمان طاغوت اجازه ي عزاداري به مردم نمي دادند يا نماز جماعت؟؟؟
اهل فتنه كدام روز را اوج حمله ي خود قرار دادند؟؟؟
آيا اينها همه براي به فراموشي سپردن راه و رسم حسيني نيست؟؟؟
راه حسين برود، ولايت رفته؛ ولايت فقيه برود، اسلام رفته؛
اسلام برود، همه مي رويم؛
يا ليتني كنت معكم، فأفوز فوزا عظيما